seinen Frieden mit etwas machen
با چیزی کنار آمدن، با قضیهای صلح کردن (پذیرفتن شرایط)
Bedeutungen
1
به معنای پذیرفتن یک وضعیت ناخوشایند یا غیرقابل تغییر و دست کشیدن از تلاش برای تغییر آن؛ رسیدن به آرامش درونی نسبت به یک مسئله.
- Er musste seinen Frieden mit der Tatsache machen, dass er den Job nicht bekommen hatte.او مجبور شد با این واقعیت که شغل را به دست نیاورده بود، کنار بیاید.
- Nach langer Zeit hat sie endlich ihren Frieden mit dem Verlust ihres Mannes gemacht.او پس از مدتها بالاخره با فقدان همسرش کنار آمد.
- Manchmal muss man einfach seinen Frieden mit den Dingen machen, die man nicht ändern kann.گاهی اوقات فقط باید با چیزهایی که نمیتوان تغییر داد، کنار آمد.