seinen Geist aufgeben

Aussprache: /ˈzaɪ̯nən ˈɡaɪ̯st ˈaʊ̯fˌɡeːbn̩/
Worttrennung: sei·nen ·Geist auf·ge·ben
اصطلاح

مردن (قدیمی)، از کار افتادن یا خراب شدن (عامیانه)

Bedeutungen

1

به معنای قدیمی و ادبی، به معنی مردن یا جان دادن است. در زبان عامیانه و امروزی، به معنی از کار افتادن، خراب شدن یا متوقف شدن عملکرد یک دستگاه، وسیله یا حتی یک ایده است.

  • Der alte Computer hat nach vielen Jahren seinen Geist aufgegeben.کامپیوتر قدیمی پس از سال‌ها از کار افتاد.
  • Leider musste der Arzt feststellen, dass der Patient seinen Geist aufgegeben hatte.متأسفانه پزشک مجبور شد تشخیص دهد که بیمار جان باخته است.
  • Mein Handy gibt langsam seinen Geist auf, der Akku hält nicht mehr lange.تلفن همراهم کم‌کم دارد خراب می‌شود، باتری دیگر دوام نمی‌آورد.