seinen Geist aufgeben
مردن (قدیمی)، از کار افتادن یا خراب شدن (عامیانه)
Bedeutungen
1
به معنای قدیمی و ادبی، به معنی مردن یا جان دادن است. در زبان عامیانه و امروزی، به معنی از کار افتادن، خراب شدن یا متوقف شدن عملکرد یک دستگاه، وسیله یا حتی یک ایده است.
- Der alte Computer hat nach vielen Jahren seinen Geist aufgegeben.کامپیوتر قدیمی پس از سالها از کار افتاد.
- Leider musste der Arzt feststellen, dass der Patient seinen Geist aufgegeben hatte.متأسفانه پزشک مجبور شد تشخیص دهد که بیمار جان باخته است.
- Mein Handy gibt langsam seinen Geist auf, der Akku hält nicht mehr lange.تلفن همراهم کمکم دارد خراب میشود، باتری دیگر دوام نمیآورد.