seinen Geist aushauchen
جان به جان آفرین تسلیم کردن، مردن
Bedeutungen
1
به معنای مردن، فوت کردن یا جان دادن. این اصطلاح اغلب برای توصیف مرگ یک شخص به کار میرود و کمی شاعرانهتر از است.
- Der alte Mann hauchte nach langer Krankheit seinen Geist aus.پیرمرد پس از بیماری طولانی جان به جان آفرین تسلیم کرد.
- Leider musste der verletzte Vogel seinen Geist aushauchen.متأسفانه پرنده مجروح جان داد.
- Sie saß am Bett ihres Mannes und sah ihm zu, wie er seinen Geist aushauchte.او کنار تخت همسرش نشست و مرگ او را تماشا کرد.