seinen Senf dazugeben

Aussprache: /ˈzaɪ̯nən zɛnf ˈdat͡suˌɡeːbn̩/
Worttrennung: sei·nen ·Sen·f da·zu·ge·ben
اصطلاح

اظهار نظر کردن (معمولاً ناخواسته و بی‌مورد)

Bedeutungen

1

اظهار نظر کردن در مورد موضوعی که به فرد مربوط نیست یا در مورد آن از او نظری خواسته نشده است، اغلب به شکلی که ناخواسته یا نامناسب تلقی می‌شود.

  • Er muss immer seinen Senf dazugeben, auch wenn man ihn nicht fragt.او همیشه باید نظرش را بدهد، حتی وقتی کسی از او نمی‌پرسد.
  • Bitte gib nicht deinen Senf dazu, das ist eine private Angelegenheit.لطفاً دخالت نکن و نظرت را نده، این یک مسئله خصوصی است.
  • Ich wollte mich nicht einmischen, aber sie hat mich direkt gefragt, also musste ich meinen Senf dazugeben.من نمی‌خواستم دخالت کنم، اما او مستقیماً از من پرسید، بنابراین مجبور شدم نظرم را بگویم.