sekundär

Aussprache: /zekʊnˈdɛːɐ̯/
Worttrennung: se·kun·där
صفت

ثانویه، درجه دوم

Bedeutungen

1

درجه دوم، کمتر اهمیت‌دار یا ناشی از عامل اصلی؛ اولویت دوم.

  • Die Kosten sind ein sekundärer Faktor bei dieser Entscheidung.هزینه‌ها عامل ثانویه‌ای در این تصمیم هستند.
  • Er hat sekundäre Interessen an dem Projekt.او منافع ثانویه‌ای در این پروژه دارد.
  • Die sekundären Effekte des Medikaments waren mild.عوارض ثانویه دارو خفیف بودند.
2

در علوم، به منابعی گفته می‌شود که اطلاعات را از منابع اولیه جمع‌آوری و تفسیر می‌کنند (مانند مقالات مروری).

  • Das Buch bietet eine gute sekundäre Quelle für das Thema.این کتاب یک منبع ثانویه خوب برای این موضوع ارائه می‌دهد.
  • Sekundäre Literatur analysiert oft primäre Quellen.ادبیات ثانویه اغلب منابع اولیه را تحلیل می‌کند.
  • Für seine Recherche nutzte er hauptsächlich sekundäre Veröffentlichungen.او برای تحقیق خود عمدتاً از نشریات ثانویه استفاده کرد.