selbst gemacht
دستساز، خانگی، خودساخته
Bedeutungen
1
چیزی که توسط خود فرد ساخته شده و نه توسط یک تولیدکننده یا صنعتگر حرفهای.
- Ich backe gerne Kuchen, die selbst gemacht sind.من دوست دارم کیکهایی بپزم که دستساز هستند.
- Das selbst gemachte Brot schmeckte besser als das gekaufte.نان خانگی طعم بهتری از نان خریداری شده داشت.
- Sie hat eine wunderschöne selbst gemachte Kette als Geschenk für ihre Freundin.او یک گردنبند دستساز زیبا به عنوان هدیه برای دوستش دارد.