selbsterklärend

Aussprache: /ˈzɛlpstʔɛɐ̯ˌklɛːrənt/
Worttrennung: selbst·er·klä·rend
صفت

خودتوضیح، واضح و بی‌نیاز از توضیح

Bedeutungen

1

چیزی که به قدری واضح و روشن است که نیازی به توضیح یا تفسیر اضافی ندارد.

  • Die Anleitung für das Möbelstück war selbsterklärend.دستورالعمل مونتاژ قطعه مبلمان خودتوضیح بود.
  • Seine Mimik machte seine Gefühle selbsterklärend.حالت چهره‌اش احساساتش را خودتوضیح می‌کرد.
  • Die Grafik ist selbsterklärend und zeigt den Trend deutlich.این نمودار خودتوضیح است و روند را به وضوح نشان می‌دهد.