selbstgebastelt
دستساز، خودساخته، خانگی
Bedeutungen
1
چیزی که توسط خود فرد و با استفاده از مواد اولیه موجود و بدون کمک حرفهای ساخته شده است؛ معمولاً با کیفیتی پایینتر از محصولات صنعتی اما با ارزش شخصی.
- Das selbstgebastelte Spielzeug war nicht perfekt, aber das Kind liebte es.اسباببازی دستساز کامل نبود، اما کودک آن را دوست داشت.
- Sie hat eine wunderschöne Halskette selbstgebastelt.او یک گردنبند زیبا را خودش ساخته است.
- Für den Karnevalsumzug baute er ein riesiges, selbstgebasteltes Floß.او برای رژه کارناوال یک قایق بزرگ دستساز ساخت.