selbstgefärbt
خودرنگ، رنگ شده توسط خود
Bedeutungen
1
چیزی که رنگ آن توسط خود فرد یا خود شیء (در مورد پارچه و غیره) ایجاد شده و نه به صورت صنعتی یا توسط شخص دیگری.
- Sie trug ein selbstgefärbtes T-Shirt mit einem einzigartigen Muster.او یک تیشرت خودرنگ با طرحی منحصر به فرد پوشیده بود.
- Die Wolle war selbstgefärbt mit natürlichen Pflanzenfarben.پشم با رنگهای طبیعی گیاهی خودرنگ شده بود.
- Er mochte die unregelmäßigen Farbtöne des selbstgefärbten Stoffes.او از رنگهای نامنظم پارچه خودرنگ خوشش میآمد.