selbstgenäht
خوددوزی، دستدوز
Bedeutungen
1
چیزی که توسط خود شخص و با استفاده از چرخ خیاطی یا دست دوخته شده است.
- Sie trug ein wunderschönes, selbstgenähtes Kleid zur Hochzeit.او یک لباس زیبا و خوددوز برای عروسی پوشیده بود.
- Die Vorhänge in unserem Wohnzimmer sind selbstgenäht.پردههای اتاق نشیمن ما دستدوز هستند.
- Er ist stolz auf seine selbstgenähten Hosen.او به شلوارهای خوددوز خود افتخار میکند.