selbstgenäht

Aussprache: /ˈzɛlpstɡəˌnɛːt/
Worttrennung: selbst·ge·näht
صفت

خوددوزی، دست‌دوز

Bedeutungen

1

چیزی که توسط خود شخص و با استفاده از چرخ خیاطی یا دست دوخته شده است.

  • Sie trug ein wunderschönes, selbstgenähtes Kleid zur Hochzeit.او یک لباس زیبا و خوددوز برای عروسی پوشیده بود.
  • Die Vorhänge in unserem Wohnzimmer sind selbstgenäht.پرده‌های اتاق نشیمن ما دست‌دوز هستند.
  • Er ist stolz auf seine selbstgenähten Hosen.او به شلوارهای خوددوز خود افتخار می‌کند.