selbstsüchtig
خودخواه، خودپرست
Bedeutungen
1
فردی که منافع، خواستهها و نیازهای خود را بر منافع دیگران ترجیح میدهد و اغلب به دیگران توجهی ندارد.
- Sein selbstsüchtiges Verhalten machte es ihm schwer, Freunde zu finden.رفتار خودخواهانه او پیدا کردن دوست را برایش دشوار میکرد.
- Es ist nicht gut, wenn man immer nur an sich selbst und an sein eigenes Wohl denkt, das ist sehr selbstsüchtig.این خوب نیست که همیشه فقط به خود و رفاه خود فکر کنی، این خیلی خودخواهانه است.
- Die selbstsüchtige Chefin verteilte die Boni nur an ihre Favoriten.رئیس خودخواه، پاداشها را فقط به افراد مورد علاقهاش تقسیم کرد.