selbsttätig
خودکار، اتوماتیک، به خودی خود
Bedeutungen
1
عملی که بدون دخالت خارجی یا فعالانه انسان انجام میشود؛ خودکار.
- Die Heizung schaltet sich bei Erreichen der Solltemperatur selbsttätig ab.بخاری با رسیدن به دمای تنظیم شده، خودکار خاموش میشود.
- Moderne Waschmaschinen haben viele selbsttätige Programme.ماشینهای لباسشویی مدرن برنامههای خودکار زیادی دارند.
- Das Gerät arbeitet selbsttätig und benötigt keine ständige Überwachung.این دستگاه به خودی خود کار میکند و نیازی به نظارت مداوم ندارد.