selbstverliebt
خودشیفته، عاشق خود
Bedeutungen
1
کسی که به شدت به خود علاقهمند است و اغلب خود را برتر از دیگران میداند؛ خودشیفته.
- Er ist so selbstverliebt, dass er kaum Kritik ertragen kann.او آنقدر خودشیفته است که به سختی میتواند انتقاد را تحمل کند.
- Ihre selbstverliebte Art macht es schwierig, mit ihr auszukommen.رفتار خودشیفته او باعث میشود که کنار آمدن با او دشوار باشد.
- Der Schauspieler war bekannt für sein selbstverliebtes Verhalten auf der Bühne.آن بازیگر به خاطر رفتار خودشیفتهاش روی صحنه شهرت داشت.