selbstzerstörerisch
خودویرانگر، خودتخریبگر
Bedeutungen
1
تمایل یا گرایش به آسیب رساندن به خود، چه از نظر جسمی، روانی یا اجتماعی؛ رفتاری که به ضرر خود فرد تمام میشود.
- Seine selbstzerstörerischen Tendenzen machten ihm das Leben schwer.تمایلات خودویرانگر او زندگیاش را دشوار کرده بود.
- Alkoholmissbrauch kann zu einem selbstzerstörerischen Verhalten führen.سوء مصرف الکل میتواند منجر به رفتاری خودتخریبگر شود.
- Sie kämpfte gegen ihre selbstzerstörerischen Gedanken an.او با افکار خودویرانگرش مبارزه میکرد.