فعل
دودی کردن (غذا)، دوداندود کردن
معانی و تعاریف selchen:
- گوشت یا ماهی را با دود نگهداری کردن و طعم دادن
جملات نمونه برای selchen:
„Die daraus abrollende lange Wurst wird sodann in entsprechend kurze Portionen zerteilt, die ihrerseits zu Paaren abgebunden, ''geselcht'' und schließlich zweimal gekocht werden.“
«سوسیس بلند حاصله سپس به قسمتهای کوتاه مناسب تقسیم میشود که به نوبه خود به صورت جفت بسته شده، دودی شده و در نهایت دو بار پخته میشوند.»
In dieser Region wird viel Fleisch geselcht.
در این منطقه گوشت زیادی دودی میشود.
Wir haben unseren eigenen Schinken geselcht.
ما ژامبون خودمان را دودی کردیم.