semmeln

Aussprache: /ˈzɛml̩n/
Wortzerlegung: sem·meln
فعل

کند پیش رفتن، با تأخیر انجام دادن؛ به آرامی و طولانی صحبت کردن؛ در کار و صحبت کردن وقت تلف کردن؛ با دست/مشت ضربه زدن، با پا شوت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

پرتاب کردن چیزی (به خصوص با سرعت یا شدت)؛ عامیانه

  • Er semmelte den Ball ins Tor.او توپ را با شدت به سمت دروازه پرتاب کرد.
  • Sie semmelte die Schlüssel auf den Tisch.او کلیدها را روی میز پرت کرد.
2 intransitiv

رد شدن، مردود شدن (در امتحان یا آزمون)؛ عامیانه، بیشتر در جنوب آلمان و اتریش

  • Ich habe die Prüfung gesemmelt.من در امتحان رد شدم.
  • Wenn du nicht lernst, wirst du semmeln.اگر درس نخوانی، مردود خواهی شد.