semmeln
کند پیش رفتن، با تأخیر انجام دادن؛ به آرامی و طولانی صحبت کردن؛ در کار و صحبت کردن وقت تلف کردن؛ با دست/مشت ضربه زدن، با پا شوت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پرتاب کردن چیزی (به خصوص با سرعت یا شدت)؛ عامیانه
- Er semmelte den Ball ins Tor.او توپ را با شدت به سمت دروازه پرتاب کرد.
- Sie semmelte die Schlüssel auf den Tisch.او کلیدها را روی میز پرت کرد.
2
intransitiv
رد شدن، مردود شدن (در امتحان یا آزمون)؛ عامیانه، بیشتر در جنوب آلمان و اتریش
- Ich habe die Prüfung gesemmelt.من در امتحان رد شدم.
- Wenn du nicht lernst, wirst du semmeln.اگر درس نخوانی، مردود خواهی شد.