niedersenken
پایین آوردن، پایین رفتن، فرود آمدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas niedersenken)
چیزی را به سمت پایین حرکت دادن، خم کردن (معمولاً سر، نگاه، پرچم).
- Er senkte den Blick.او نگاهش را پایین انداخت.
- Die Fahne wurde niedergesenkt.پرچم پایین آورده شد.
2
sich + auf + Akkusativ / an + Akkusativ
(sich niedersenken) به آرامی نشستن، فرود آمدن (معمولاً پرنده، هواپیما).
- Der Adler senkte sich auf den Felsen nieder.عقاب به آرامی بر روی صخره فرود آمد.
- Das Flugzeug senkte sich langsam auf die Landebahn.هواپیما به آرامی بر روی باند فرودگاه نشست.