صفت
احساساتی، رقیقالقلب، زودرنج
جملات نمونه برای sentimental:
Diese Rosamunde-Pilcher-Verfilmungen sehe ich mir nicht an, die sind mir zu ''sentimental.''
من این فیلمهای اقتباسشده از رمانهای روزاموند پیلچر را تماشا نمیکنم، آنها برای من بیش از حد «احساساتی» هستند.
Immer wenn ich an meine Ex-Freundin denke werde ich ''sentimental.''
هر زمان که به نامزد سابقم فکر میکنم، «احساساتی» میشوم.