serbeln
رو به افول بودن، پژمرده شدن، ضعیف شدن
Bedeutungen
1
intransitiv
در حال احتضار بودن، رو به مرگ بودن، ضعیف و بیمار بودن (عامیانه، اغلب منطقهای)
- Der alte Mann serbelt schon seit Wochen.پیرمرد هفتههاست که رو به مرگ است.
- Die Wirtschaft serbelt vor sich hin.اقتصاد به آرامی در حال زوال است.