serbeln

Aussprache: /ˈzɛʁbl̩n/
Wortzerlegung: ser·beln
فعل

رو به افول بودن، پژمرده شدن، ضعیف شدن

Bedeutungen

1 intransitiv

در حال احتضار بودن، رو به مرگ بودن، ضعیف و بیمار بودن (عامیانه، اغلب منطقه‌ای)

  • Der alte Mann serbelt schon seit Wochen.پیرمرد هفته‌هاست که رو به مرگ است.
  • Die Wirtschaft serbelt vor sich hin.اقتصاد به آرامی در حال زوال است.