فعل
به تدریج بیمار شدن، به آرامی مردن، پژمردن
معانی و تعاریف serben:
- صحبت کردن به زبان صربی. این کاربرد بسیار نادر است و معمولاً از فعل 'Serbisch sprechen' استفاده میشود.
جملات نمونه برای serben:
Er hat in seiner Jugend einige Jahre in Belgrad gelebt und konnte fließend serben.
او در جوانی چند سال در بلگراد زندگی کرد و میتوانست روان صربی صحبت کند.
Die Diplomaten mussten sich bemühen, die Nuancen der serbischen Sprache zu verstehen, um effektiv verhandeln zu können.
دیپلماتها مجبور بودند تلاش کنند تا ظرافتهای زبان صربی را درک کنند تا بتوانند به طور مؤثر مذاکره کنند.