seriös
موجه، جدی، قابل اعتماد
Beispiele
- Ein ''seriöser'' Ober bediente uns.یک پیشخدمت موجه از ما پذیرایی کرد.
- Die ''seriösen'' Würdenträger begleiten die Zeremonie.شخصیتهای برجسته و جدی مراسم را همراهی میکنند.
- Ein ''seriöser'' Koffer ist meist aus Leder.یک چمدان باکیفیت (موجه) معمولاً از چرم است.
- Eine ''seriöse'' Firma braucht keine Schleichwerbung.یک شرکت معتبر نیازی به تبلیغات پنهانی ندارد.