absetzen
پیاده کردن، برکنار کردن، کسر کردن (مالیات)، قطع کردن (دارو)، فروختن
Bedeutungen
1
jemanden/etwas (Akkusativ) absetzen
کسی را پیاده کردن یا بار/پوشاک را زمین/از سر برداشتن
- Der Busfahrer setzte die Passagiere an der Haltestelle ab.راننده اتوبوس مسافران را در ایستگاه پیاده کرد.
- Er setzte die schwere Tasche auf dem Boden ab.او کیف سنگین را روی زمین گذاشت.
2
etwas (Akkusativ) absetzen
قطع کردن مصرف (دارو) یا متوقف کردن یک روند/نمایش
- Der Arzt riet ihr, die Medikamente langsam abzusetzen.پزشک به او توصیه کرد که داروها را به آرامی قطع کند.
- Die Serie wurde wegen niedriger Einschaltquoten abgesetzt.این سریال به دلیل آمار بازدید پایین لغو (قطع) شد.
3
jemanden (Akkusativ) absetzen
کسی را از سمت، مقام یا مسئولیت برکنار کردن
- Der Vorstandsitzende wurde vom Aufsichtsrat abgesetzt.رئیس هیئت مدیره توسط شورای نظارت برکنار شد.
- Man versuchte, den Diktator abzusetzen.آنها تلاش کردند دیکتاتور را برکنار کنند.
4
etwas (Akkusativ) von der Steuer absetzen
کسر کردن هزینهها از مالیات (دریافت معافیت مالیاتی)
- Sie können die Fahrtkosten von der Steuer absetzen.شما میتوانید هزینههای رفتوآمد را از مالیات کسر کنید.
- Kann ich Arbeitsmittel von der Steuer absetzen?آیا میتوانم وسایل کاری را از مالیات کسر کنم؟
5
etwas (Akkusativ) absetzen
کالا یا محصولی را به فروش رساندن
- Das Unternehmen konnte dieses Jahr mehr Fahrzeuge absetzen als im Vorjahr.این شرکت توانست امسال خودروهای بیشتری نسبت به سال قبل به فروش برساند.
- Wir haben Schwierigkeiten, die Waren auf dem Markt abzusetzen.ما در فروش کالاها در بازار با مشکل مواجه هستیم.
6
sich + von + Dativ absetzen
خود را از کسی/چیزی متمایز کردن یا جدا کردن (به صورت انعکاسی)
- Er versuchte, sich von seinen Konkurrenten abzusetzen.او تلاش کرد خود را از رقبایش متمایز کند (فاصله بگیرد).
- Der Dieb setzte sich mit der Beute ins Ausland ab.سارق همراه با غنیمت به خارج فرار کرد.