aufsetzen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌzɛtsn̩/
Wortzerlegung: auf·set·zen
فعل

سر گذاشتن (کلاه)، زدن (عینک)، تنظیم/تنظیم قرارداد کردن، فرود آمدن، بار گذاشتن (غذا)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) aufsetzen

کلاه، کلاه ایمنی یا عینک را روی سر/چشم قرار دادن

  • Auf der Baustelle muss jeder einen Helm aufsetzen.در محل ساخت و ساز همه باید کلاه ایمنی سر بگذارند.
  • Bitte setzen Sie Ihre Brille auf, um die Schrift zu lesen.لطفاً عینکتان را بزنید تا متن را بخوانید.
2 etwas (Akkusativ) aufsetzen

تنظیم کردن، نگاشتن و پیش‌نویس کردن (قرارداد، نامه، گزارش، وصیت‌نامه)

  • Der Anwalt hat den Kaufvertrag offiziell aufgesetzt.وکیل قرارداد خرید را به طور رسمی تنظیم کرد.
  • Wir müssen einen ausführlichen Bericht über das Projekt aufsetzen.ما باید یک گزارش جامع درباره پروژه بنویسیم.
3 intransitiv (ohne Akkusativ)

فرود آمدن چرخ‌های هواپیما روی باند (یا مماس شدن با زمین)

  • Das Flugzeug setzte sanft auf der Landebahn auf.هواپیما به آرامی روی باند فرود آمد.
  • Der Wagen ist wegen der Unebenheit mit dem Boden aufgesetzt.ماشین به دلیل ناهمواری، کف آن به زمین گیر کرد (مماس شد).
4 etwas (Akkusativ) aufsetzen

قابلمه، قهوه یا چای را روی اجاق بار گذاشتن

  • Ich setze schon mal Wasser für den Tee auf.من آب را برای چای بار می‌گذارم.
  • Sie hat die Suppe aufgesetzt.او سوپ را روی اجاق بار گذاشت.