zurücksetzen
بازنشانی کردن (ریست)، عقب راندن، نادیده گرفتن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + auf + Akkusativ zurücksetzen
تنظیمات، دستگاه یا ساعت را به حالت اولیه یا کارخانه بازنشانی (ریست) کردن.
- Ich musste mein Handy auf die Werkseinstellungen zurücksetzen.من مجبور شدم تلفنم را به تنظیمات کارخانه بازنشانی کنم.
- Bitte setzen Sie den Zähler auf Null zurück.لطفاً شمارنده را به صفر بازنشانی کنید.
2
jemanden (Akkusativ) zurücksetzen
کسی را نادیده گرفتن، حق او را ضایع کردن، یا او را در جایگاه غیرمنصفانه پایینتری قرار دادن.
- Seine ständigen Kritiken setzen mich immer wieder zurück.انتقادهای مداوم او همیشه مرا عقب میزند.
- Man sollte niemanden in der Gruppe zurücksetzen.نباید کسی را در گروه نادیده گرفت.
3
zurücksetzen / etwas (Akkusativ) zurücksetzen
خودرو را به عقب راندن (دنده عقب رفتن) یا چیزی را به عقب جابهجا کردن.
- Der Fahrer setzte den Wagen vorsichtig zurück.راننده با احتیاط خودرو را به عقب راند.
- Er hat das Regal ein Stück zurückgesetzt.او قفسه را کمی به عقب جابهجا کرد.