setzen
قرار دادن، نشاندن، نشستن، تعیین کردن، به خطر انداختن
Bedeutungen
1
sich + auf/an/in + Akkusativ
نشستن (به صورت انعکاسی)
- Bitte setzen Sie sich!لطفاً بنشینید!
- Er setzte sich auf den Stuhl neben dem Fenster.او روی صندلی کنار پنجره نشست.
2
etwas/jemanden (Akk) + auf/in/an + Akkusativ
چیزی یا کسی را در حالت نشسته یا عمودی قرار دادن یا گذاشتن
- Sie setzte das Kind auf den Schoß.او کودک را روی دامانش گذاشت.
- Der Gärtner setzte die Pflanzen in die Erde.باغبان گیاهان را در خاک کاشت.
3
Akkusativ / Dativ + Akkusativ
هدف، اولویت یا حد و مرزی تعیین کردن
- Wir müssen uns klare Ziele setzen.ما باید اهداف روشنی برای خود تعیین کنیم.
- Die Regierung setzte neue Prioritäten für den Haushalt.دولت اولویتهای جدیدی برای بودجه تعیین کرد.
4
etwas (Akk) + auf + Akkusativ
چیزی را به خطر انداختن، شرطبندی کردن یا ریسک کردن
- Er setzte sein ganzes Vermögen aufs Spiel.او تمام داراییاش را به خطر انداخت.
- Ich habe 50 Euro auf das rote Team gesetzt.من ۵۰ یورو روی تیم قرمز شرطبندی کردم.
5
sich setzen / intransitiv
تهنشین شدن (مایعات، قهوه) یا نشست کردن (ساختمان/خاک) (با فعل کمکی sein یا haben)
- Tee muss ziehen, Kaffee muss sich setzen.چای باید دم بکشد، قهوه باید تهنشین شود.
- Das Gebäude hat sich im Laufe der Jahre leicht gesetzt.ساختمان در طول سالها کمی نشست کرده است.