aussetzen
رها کردن، متوقف کردن، در معرض قرار دادن، ایراد گرفتن
Bedeutungen
1
etwas (Akk) aussetzen / intransitiv
چیزی (تمرین، مذاکره، ضربان) را موقتاً متوقف کردن، به تعویق انداختن یا قطع شدن
- Die Verhandlung wurde für eine Stunde ausgesetzt.دادگاه/مذاکره برای یک ساعت متوقف شد.
- Sein Herz hat kurz ausgesetzt.قلب او برای لحظهای از کار افتاد (ایستاد).
2
jemanden/etwas (Akkusativ) aussetzen
حیوان یا انسانی را در جایی رها کردن، بیپناه گذاشتن
- Man darf Tiere im Wald nicht einfach aussetzen.نباید حیوانات را همینطور در جنگل رها کرد.
- Die Matrosen wurden auf einer unbewohnten Insel ausgesetzt.ملوانان در یک جزیره غیرمسکونی رها شدند.
3
sich / jemanden (Akk) + Dativ aussetzen
خود یا کسی را در معرض خطر، خورشید یا نقد قرار دادن
- Man sollte sich nicht unnötig der Gefahr aussetzen.نباید بیجهت خود را در معرض خطر قرار داد.
- Sie hat die Haut zu lange der Sonne ausgesetzt.او پوستش را بیش از حد در معرض آفتاب قرار داد.
4
etwas (Akk) + an + Dativ auszusetzen haben
ایراد گرفتن، عیبجویی کردن از چیزی یا کسی
- An seiner Arbeit gibt es absolut nichts auszusetzen.به کار او مطلقاً هیچ ایرادی نمیتوان گرفت.
- Was hast du an meinem Plan auszusetzen?از طرح من چه ایرادی میگیری؟
5
etwas (Akkusativ) für etwas aussetzen
پاداش یا جایزهای تعیین کردن برای کاری
- Die Polizei hat eine Belohnung für Hinweise ausgesetzt.پلیس برای اطلاعات/سرنخها پاداشی تعیین کرده است.
- Für den Sieger wurde ein hohes Preisgeld ausgesetzt.برای برنده جایزه نقدی بالایی مقرر گردید.