vorsetzen
جلو گذاشتن، سرو کردن (غذا)، هدف قرار دادن، ارجحیت دادن
Bedeutungen
1
jemandem (Dat) + etwas (Akk) vorsetzen
غذا، نوشیدنی یا چیزی را جلوی کسی قرار دادن و سرو کردن
- Sie setzte den Gästen ein köstliches Drei-Gänge-Menü vor.او یک غذای لذیذ سه پرس جلوی مهمانان گذاشت (سرو کرد).
- Was wird uns in diesem Restaurant vorgesetzt?در این رستوران چه چیزی جلوی ما سرو میشود؟
2
sich (Dat) + etwas (Akk) / zu + Dativ vorsetzen
برای خود کاری یا هدفی را به عنوان برنامه قرار دادن (به صورت انعکاسی)
- Er hat sich zum Ziel gesetzt, die Prüfung mit Auszeichnung zu bestehen.او برای خود هدف قرار داده است که امتحان را با نگران ممتاز قبول شود.
- Ich habe mir fest vorgesetzt, mehr Sport zu treiben.من تصمیم جدی گرفتهام (برا خودم هدف گذاشتهام) که بیشتر ورزش کنم.
3
etwas (Akk) + Dativ / vor + Akkusativ vorsetzen
چیزی (مانند پیشوند، عنوان) را در جلوی متن یا کلمه قرار دادن
- In der Anrede wird dem Namen meist der Titel vorgesetzt.در عنوان خطابی، معمولاً لقب پیش از اسم قرار داده میشود.
- Setzen Sie ein 'Un-' vor das Adjektiv, um das Gegenteil zu bilden.یک 'Un-' جلوی صفت قرار دهید تا متضاد ساخته شود.