fortsetzen
ادامه دادن، پی گرفتن، امتداد یافتن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) fortsetzen
ادامه دادن، پی گرفتن (یک فعالیت، صحبت، کار، مسیر یا روند).
- Wir müssen die Arbeit morgen fortsetzen.ما باید کار را فردا ادامه دهیم.
- Nach einer kurzen Pause setzte er seine Rede fort.او پس از یک وقفه کوتاه، سخنرانی خود را پی گرفت.
2
sich + fortsetzen
ادامه یافتن، امتداد داشتن (به صورت انعکاسی، معمولاً برای مسیرها، روندها یا اتفاقات).
- Die Straße setzt sich hinter dem Dorf fort.جاده پس از روستا ادامه مییابد.
- Die Diskussion setzte sich auch nach dem Treffen fort.بحث حتی پس از جلسه نیز ادامه یافت.