fortsetzen

Aussprache: /ˈfɔʁtˌzɛt͡sn̩/
Worttrennung: fort·s·et·zen
فعل

ادامه دادن، پی گرفتن، امتداد یافتن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) fortsetzen

ادامه دادن، پی گرفتن (یک فعالیت، صحبت، کار، مسیر یا روند).

  • Wir müssen die Arbeit morgen fortsetzen.ما باید کار را فردا ادامه دهیم.
  • Nach einer kurzen Pause setzte er seine Rede fort.او پس از یک وقفه کوتاه، سخنرانی خود را پی گرفت.
2 sich + fortsetzen

ادامه یافتن، امتداد داشتن (به صورت انعکاسی، معمولاً برای مسیرها، روندها یا اتفاقات).

  • Die Straße setzt sich hinter dem Dorf fort.جاده پس از روستا ادامه می‌یابد.
  • Die Diskussion setzte sich auch nach dem Treffen fort.بحث حتی پس از جلسه نیز ادامه یافت.