zurücksetzen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌzɛt͡sn̩/
Worttrennung: zu·rück·set·zen
فعل

بازنشانی کردن (ریست)، عقب راندن، نادیده گرفتن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) + auf + Akkusativ zurücksetzen

تنظیمات، دستگاه یا ساعت را به حالت اولیه یا کارخانه بازنشانی (ریست) کردن.

  • Ich musste mein Handy auf die Werkseinstellungen zurücksetzen.من مجبور شدم تلفنم را به تنظیمات کارخانه بازنشانی کنم.
  • Bitte setzen Sie den Zähler auf Null zurück.لطفاً شمارنده را به صفر بازنشانی کنید.
2 jemanden (Akkusativ) zurücksetzen

کسی را نادیده گرفتن، حق او را ضایع کردن، یا او را در جایگاه غیرمنصفانه پایین‌تری قرار دادن.

  • Seine ständigen Kritiken setzen mich immer wieder zurück.انتقادهای مداوم او همیشه مرا عقب می‌زند.
  • Man sollte niemanden in der Gruppe zurücksetzen.نباید کسی را در گروه نادیده گرفت.
3 zurücksetzen / etwas (Akkusativ) zurücksetzen

خودرو را به عقب راندن (دنده عقب رفتن) یا چیزی را به عقب جابه‌جا کردن.

  • Der Fahrer setzte den Wagen vorsichtig zurück.راننده با احتیاط خودرو را به عقب راند.
  • Er hat das Regal ein Stück zurückgesetzt.او قفسه را کمی به عقب جابه‌جا کرد.