فعل
دچار بیماری بودن، بیمار بودن، رنج بردن (از بیماری)
معانی و تعاریف seuchen:
- کسی یا چیزی را به یک بیماری واگیردار (مانند طاعون یا وبا) مبتلا کردن یا آلوده کردن. (کاربرد کمتر به عنوان فعل مستقیم).
جملات نمونه برای seuchen:
Der Leib ''seuchet'' und stirbet.
بدن بیمار است و میمیرد.
Die Krankheit seuchte das ganze Dorf.
این بیماری تمام روستا را آلوده کرد.
Historische Texte beschreiben, wie die Pest ganze Regionen seuchte.
متون تاریخی توصیف میکنند که چگونه طاعون مناطق وسیعی را آلوده میکرد.