sexbesessen

Aussprache: /ˈzɛksbəˌzɛsn̩/
Worttrennung: sex·be·ses·sen
صفت

شهوت‌پرست / شیفته سکس

Bedeutungen

1

کسی که به شدت به مسائل جنسی فکر می‌کند یا علاقه‌مند است؛ شهوت‌ران.

  • Der Charakter im Buch wurde als sexbesessen dargestellt.شخصیت داستان به عنوان فردی شهوت‌پرست به تصویر کشیده شد.
  • Manche Leute sind von sexuellen Themen geradezu sexbesessen.برخی افراد به معنای واقعی کلمه شیفته مسائل جنسی هستند.
  • Seine ständigen Witze über Sex machten ihn für viele unangenehm, fast sexbesessen wirkend.شوخی‌های مداوم او درباره سکس، او را برای بسیاری ناخوشایند و تقریباً شهوت‌پرست جلوه می‌داد.