sezieren

Aussprache: /zeˈtsiːʁən/
Wortzerlegung: se·zie·ren
فعل

کالبدشکافی کردن، تشریح کردن

Beispiele

  • Der Arzt ''sezierte'' die Leiche.پزشک جسد را کالبدشکافی کرد.
  • Dem Studenten wurde übel, als er ''sezierte''.دانجو هنگام کالبدشکافی دچار حالت تهوع شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

جسد یا اندامی را برای مطالعه ساختار داخلی آن برش دادن و بررسی کردن؛ کالبدشکافی کردن، تشریح کردن.

  • Der Pathologe seziert die Leiche.پاتولوژیست جسد را کالبدشکافی می‌کند.
  • Im Biologieunterricht haben wir einen Frosch seziert.در کلاس زیست‌شناسی یک قورباغه را تشریح کردیم.
2 Akkusativ

چیزی را با دقت زیاد و جزئیات موشکافی و تجزیه و تحلیل کردن.

  • Er seziert jedes Wort seiner Rede.او هر کلمه از سخنرانی خود را موشکافی می‌کند.
  • Der Kritiker sezierte das neue Buch.منتقد کتاب جدید را تجزیه و تحلیل دقیق کرد.