sezieren
کالبدشکافی کردن، تشریح کردن
Beispiele
- Der Arzt ''sezierte'' die Leiche.پزشک جسد را کالبدشکافی کرد.
- Dem Studenten wurde übel, als er ''sezierte''.دانجو هنگام کالبدشکافی دچار حالت تهوع شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
جسد یا اندامی را برای مطالعه ساختار داخلی آن برش دادن و بررسی کردن؛ کالبدشکافی کردن، تشریح کردن.
- Der Pathologe seziert die Leiche.پاتولوژیست جسد را کالبدشکافی میکند.
- Im Biologieunterricht haben wir einen Frosch seziert.در کلاس زیستشناسی یک قورباغه را تشریح کردیم.
2
Akkusativ
چیزی را با دقت زیاد و جزئیات موشکافی و تجزیه و تحلیل کردن.
- Er seziert jedes Wort seiner Rede.او هر کلمه از سخنرانی خود را موشکافی میکند.
- Der Kritiker sezierte das neue Buch.منتقد کتاب جدید را تجزیه و تحلیل دقیق کرد.