shampoonieren
شامپو زدن
Beispiele
- Beim Friseur werden die Haare mindestens zweimal ''shampooniert''.در آرایشگاه موها حداقل دو بار شامپو زده میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
موها یا پوست سر را با شامپو شستن.
- Sie shampooniert ihre Haare zweimal pro Woche.او موهایش را دو بار در هفته شامپو میزند.
- Nach dem Sport sollte man die Haare gründlich shampoonieren.بعد از ورزش باید موها را کاملاً شامپو زد.
2
Akkusativ
فرش، موکت یا اثاثیه را با مواد شوینده مخصوص و دستگاه شامپو زدن تمیز کردن.
- Wir müssen den Teppich im Wohnzimmer shampoonieren lassen.ما باید فرش اتاق نشیمن را شامپو بزنیم (بدهیم شامپو بزنند).
- Die Firma bietet an, Polstermöbel zu shampoonieren.این شرکت خدمات شامپو زدن مبلمان روکشدار را ارائه میدهد.