shampoonieren

Aussprache: /ʃampoˈniːʁən/
Wortzerlegung: sham·poo·nie·ren
فعل

شامپو زدن

Beispiele

  • Beim Friseur werden die Haare mindestens zweimal ''shampooniert''.در آرایشگاه موها حداقل دو بار شامپو زده می‌شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

موها یا پوست سر را با شامپو شستن.

  • Sie shampooniert ihre Haare zweimal pro Woche.او موهایش را دو بار در هفته شامپو می‌زند.
  • Nach dem Sport sollte man die Haare gründlich shampoonieren.بعد از ورزش باید موها را کاملاً شامپو زد.
2 Akkusativ

فرش، موکت یا اثاثیه را با مواد شوینده مخصوص و دستگاه شامپو زدن تمیز کردن.

  • Wir müssen den Teppich im Wohnzimmer shampoonieren lassen.ما باید فرش اتاق نشیمن را شامپو بزنیم (بدهیم شامپو بزنند).
  • Die Firma bietet an, Polstermöbel zu shampoonieren.این شرکت خدمات شامپو زدن مبلمان روکش‌دار را ارائه می‌دهد.