shoppen

Aussprache: /ˈʃɔpn̩/
Wortzerlegung: shop·pen
فعل

خرید کردن (گشت و گذار در مغازه‌ها)

Beispiele

  • Lass uns in der Stadt treffen, dann können wir noch gemeinsam ''shoppen.بیایید همدیگر را در شهر ملاقات کنیم، بعد می‌توانیم با هم به خرید برویم.
  • Den Pullover hab ich ganz frisch ''geshoppt.این پلیور را تازه خریده‌ام.
  • Die Leute gehen ''shoppen,'' ohne einzukaufen.مردم بدون اینکه خرید کنند، به گشت و گذار می‌روند.

Bedeutungen

1 intransitiv

به قصد خرید کالاها (معمولاً لباس، لوازم شخصی) به فروشگاه‌ها رفتن (عامیانه، از انگلیسی)

  • Am Wochenende gehen wir oft shoppen.آخر هفته‌ها اغلب به خرید می‌رویم.
  • Sie liebt es, stundenlang in der Stadt zu shoppen.او عاشق این است که ساعت‌ها در شهر خرید کند.