sich Asche aufs Haupt streuen
ابراز پشیمانی کردن، به گناه خود اعتراف کردن
Bedeutungen
1
نشان دادن پشیمانی عمیق و اعتراف به اشتباه یا گناهی که مرتکب شده است. این اصطلاح ریشه در سنتهای مذهبی دارد که در آن خاکستر نماد توبه و فروتنی بود.
- Nachdem er seinen Fehler erkannt hatte, streute er sich Asche aufs Haupt.پس از اینکه متوجه اشتباهش شد، به گناه خود اعتراف کرد.
- Der Politiker musste sich Asche aufs Haupt streuen, als die Skandale aufgedeckt wurden.سیاستمدار مجبور شد پس از افشای رسواییها، به اشتباهاتش اعتراف کند.
- Sie streute sich Asche aufs Haupt und bat um Vergebung für ihre Worte.او از حرفهایش پشیمان شد و طلب بخشش کرد.