sich an etwas die Zähne ausbeißen
در انجام کاری به بنبست خوردن، با وجود تلاش زیاد موفق نشدن، دندانهای خود را بر سر چیزی شکستن (کنایه از تلاش بیثمر)
Bedeutungen
1
تلاش زیاد و بیثمر کردن برای انجام کاری که بسیار دشوار است و در نهایت موفق نشدن.
- Er hat sich an dieser schwierigen mathematischen Aufgabe die Zähne ausgebissen.او در حل این مسئله دشوار ریاضی تلاش زیادی کرد اما موفق نشد.
- Viele Studenten beißen sich an der Abschlussprüfung die Zähne aus.بسیاری از دانشجویان در امتحان پایان ترم با وجود تلاش زیاد موفق نمیشوند.
- Wir haben uns an der Reparatur des alten Motors die Zähne ausgebissen, aber es hat nicht funktioniert.ما برای تعمیر موتور قدیمی تلاش زیادی کردیم اما موفق نشدیم و کار نکرد.