sich auf die faule Haut legen
تنبلی کردن، بیکار بودن، وقت را تلف کردن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای استراحت کردن، تنبلی کردن و از انجام کار یا فعالیت خودداری کردن است. اغلب زمانی به کار میرود که فرد به جای انجام وظایفش، وقت خود را به بطالت میگذراند.
- Nach der stressigen Woche legte er sich endlich auf die faule Haut.پس از هفته پر استرس، او بالاخره به تنبلی پرداخت.
- Du solltest dich nicht immer auf die faule Haut legen, sondern etwas Produktives tun.تو نباید همیشه تنبلی کنی، بلکه کاری مفید انجام دهی.
- Am Wochenende liegt er gerne auf der faulen Haut und schaut fern.او دوست دارد آخر هفتهها تنبلی کند و تلویزیون تماشا کند.