sich aus der Klemme ziehen
خود را از مخمصه نجات دادن
Bedeutungen
1
توانایی یا اقدام برای خارج شدن از یک موقعیت دشوار، مشکل یا تنگنا؛ حل کردن یک مسئله بغرنج.
- Mit seiner cleveren Idee konnte er sich und seine Kollegen aus der Klemme ziehen.او توانست با ایدهی هوشمندانهاش، خود و همکارانش را از مخمصه نجات دهد.
- Er musste hart arbeiten, um sich aus der finanziellen Klemme zu ziehen, in die er geraten war.او مجبور بود سخت کار کند تا خود را از تنگنای مالی که در آن گرفتار شده بود، بیرون بکشد.
- Sie fand einen Weg, sich aus der peinlichen Situation zu ziehen, indem sie die Schuld auf sich nahm.او با پذیرفتن تقصیر، راهی برای بیرون آمدن از آن وضعیت شرمآور پیدا کرد.