sich blind verstehen
بدون حرف زدن همدیگر را فهمیدن، درک متقابل کامل داشتن
Bedeutungen
1
داشتن درک و تفاهم عمیق و کامل با شخص دیگر به طوری که نیازی به توضیح زیاد یا صحبت کردن نباشد و بتوانند منظور یکدیگر را به راحتی بفهمند.
- Die beiden Freunde verstehen sich blind und wissen immer, was der andere denkt.این دو دوست بدون حرف زدن همدیگر را میفهمند و همیشه میدانند دیگری چه فکری میکند.
- Als Musiker verstehen wir uns blind, wir brauchen nur ein Nicken, um zu wissen, wann wir beginnen sollen.ما به عنوان نوازنده، درک متقابل کاملی داریم، فقط به یک اشاره سر نیاز داریم تا بفهمیم کی باید شروع کنیم.
- Sie arbeiten seit Jahren zusammen und verstehen sich mittlerweile blind.آنها سالهاست که با هم کار میکنند و اکنون درک متقابل کاملی دارند.