sich den Arsch aufreißen

Aussprache: /zɪç deːn aʁʃ ˈaʊ̯fˌraɪ̯sn̩/
Worttrennung: sich ·den Ar·sch auf·rei·ßen
اصطلاح

خود را به آب و آتش زدن، سخت تلاش کردن، جان کندن (عاميانه)

Bedeutungen

1

انجام دادن کاری با تلاش بسیار زیاد و طاقت‌فرسا، به سختی کار کردن تا حد خستگی مفرط. این اصطلاح عامیانه و تا حدی بی‌ادبانه است.

  • Um die Prüfung zu bestehen, musste er sich wirklich den Arsch aufreißen.برای قبولی در امتحان، او واقعاً مجبور بود جان بکند (خیلی سخت تلاش کند).
  • Sie hat sich den ganzen Sommer den Arsch aufgerissen, um ihr eigenes Geschäft zu gründen.او تمام تابستان را به سختی کار کرد تا کسب و کار خودش را راه‌اندازی کند.
  • Wenn du in diesem Job erfolgreich sein willst, musst du dich den Arsch aufreißen.اگر می‌خواهی در این شغل موفق شوی، باید خودت را به آب و آتش بزنی.