sich die Eier schaukeln

Aussprache: /zɪç diː ˈaɪ̯ɐ ˈʃaʊ̯kəln/
Worttrennung: sich ·die Ei·er schau·keln
اصطلاح

بی‌کار بودن، وقت گذراندن، تنبلی کردن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای بیکار بودن، وقت تلف کردن، یا انجام ندادن هیچ کار مفیدی است. معمولاً با بار معنایی منفی و کنایه‌آمیز به کار می‌رود و به تنبلی یا بی‌مسئولیتی اشاره دارد.

  • Während seine Kollegen hart arbeiteten, saß er nur da und schaukelte sich die Eier.در حالی که همکارانش سخت کار می‌کردند، او فقط آنجا نشسته بود و وقت تلف می‌کرد.
  • Du kannst dich nicht den ganzen Tag die Eier schaukeln, du musst etwas Produktives tun!تو نمی‌توانی تمام روز را بیکار باشی، باید یک کار مفید انجام دهی!
  • Er hat seinen Job verloren und schaukelt sich jetzt die Eier, anstatt sich eine neue Stelle zu suchen.او شغلش را از دست داده و به جای جستجوی شغل جدید، بیکار است.