sich die Finger abarbeiten
خود را کشتن (از شدت کار)، جان کندن
Bedeutungen
1
به شدت و طاقتفرسا کار کردن، به طوری که فرد احساس خستگی شدید کند و انگار انگشتانش در حال جدا شدن از دست هستند.
- Er hat sich gestern die Finger abgerbeitet, um das Projekt rechtzeitig fertigzustellen.او دیروز برای اتمام به موقع پروژه، خودش را به کشتن داد.
- Wenn du dich so die Finger abarbeitest, wirst du bald krank.اگر اینطور خودت را به زحمت بیندازی، به زودی مریض خواهی شد.
- Die Bauern arbeiten sich im Sommer die Finger ab, um die Ernte einzubringen.کشاورزان در تابستان برای جمعآوری محصول، جان میکنند.