sich ein Bild von etwas machen
تصوری از چیزی پیدا کردن، درکی از چیزی به دست آوردن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای شکل دادن به یک تصور، ایده یا درک اولیه از یک موضوع، موقعیت یا پدیده است. این کار معمولاً بر اساس اطلاعات موجود، مشاهدات یا تجربیات صورت میگیرد.
- Nach dem Lesen des Berichts konnte ich mir ein Bild von der aktuellen Situation machen.پس از خواندن گزارش، توانستم تصوری از وضعیت فعلی به دست آورم.
- Bevor du eine Entscheidung triffst, solltest du dir ein genaues Bild von allen Möglichkeiten machen.قبل از اینکه تصمیمی بگیری، باید از تمام گزینهها درک دقیقی پیدا کنی.
- Wir haben uns ein Bild von der neuen Technologie gemacht, indem wir eine Präsentation besuchten.ما با شرکت در یک ارائه، درکی از فناوری جدید پیدا کردیم.