sich ein Bild von jemandem machen

Aussprache: /zɪç aɪ̯n bɪlt fɔn ˈjeːmandəm ˈmaxn̩/
Worttrennung: sich ein ·Bild von je·man·dem ·ma·chen
اصطلاح

تصوری از کسی پیدا کردن، درکی از کسی به دست آوردن

Bedeutungen

1

این عبارت به معنای شکل دادن به یک تصور یا درک اولیه در مورد شخصیت، رفتار یا وضعیت یک فرد است. این تصور می‌تواند بر اساس مشاهدات، صحبت‌ها یا اطلاعات دیگر شکل بگیرد و ممکن است دقیق یا نادرست باشد.

  • Ich habe mir ein Bild von ihm gemacht, als wir zusammen im Projekt gearbeitet haben.وقتی با هم در پروژه کار می‌کردیم، تصوری از او پیدا کردم.
  • Man sollte sich kein vorschnelles Bild von neuen Kollegen machen.نباید تصور شتاب‌زده‌ای از همکاران جدید پیدا کرد.
  • Nach unserem Gespräch konnte ich mir ein gutes Bild von ihrer Persönlichkeit machen.پس از گفتگویمان، توانستم درک خوبی از شخصیت او به دست آورم.