sich einen Spreißel einziehen
خود را به دردسر انداختن، باعث ناراحتی خود شدن، درگیر مشکلی شدن
Bedeutungen
1
به معنای درگیر شدن ناخواسته در یک موقعیت دشوار یا ناراحتکننده، یا باعث ایجاد دردسر برای خود شدن.
- Wenn du dich in diese Angelegenheit einmischst, ziehst du dir nur einen Spreißel ein.اگر در این موضوع دخالت کنی، فقط خودت را به دردسر میاندازی.
- Er hat sich mit seiner Aussage unnötigerweise einen Spreißel eingezogen.او با اظهاراتش بیجهت باعث ناراحتی خودش شد.
- Sei vorsichtig, sonst ziehst du dir noch einen Spreißel ein.مراقب باش، وگرنه خودت را به دردسر خواهی انداخت.