sich einen abasten

Aussprache: /zɪç ˈaɪ̯nən ˈapˌastn̩/
Worttrennung: sich ei·nen a·bas·ten
اصطلاح

خود را به زحمت انداختن، به سختی کار فیزیکی کردن

Bedeutungen

1

انجام دادن کاری که نیاز به تلاش فیزیکی زیاد و طاقت‌فرسا دارد و باعث خستگی و دردسر فراوان می‌شود.

  • Ich habe mich gestern den ganzen Tag abgerastet, um den Garten umzugraben.من دیروز تمام روز را برای کندن باغ، به خودم زحمت دادم.
  • Er muss sich jeden Tag abasten, um genug Geld für seine Familie zu verdienen.او هر روز باید به سختی کار کند تا پول کافی برای خانواده‌اش به دست آورد.
  • Warum musst du dir immer so viel abasten? Es gibt auch einfachere Wege.چرا همیشه خودت را اینقدر به زحمت می‌اندازی؟ راه‌های ساده‌تری هم وجود دارد.