sich einen abasten
خود را به زحمت انداختن، به سختی کار فیزیکی کردن
Bedeutungen
1
انجام دادن کاری که نیاز به تلاش فیزیکی زیاد و طاقتفرسا دارد و باعث خستگی و دردسر فراوان میشود.
- Ich habe mich gestern den ganzen Tag abgerastet, um den Garten umzugraben.من دیروز تمام روز را برای کندن باغ، به خودم زحمت دادم.
- Er muss sich jeden Tag abasten, um genug Geld für seine Familie zu verdienen.او هر روز باید به سختی کار کند تا پول کافی برای خانوادهاش به دست آورد.
- Warum musst du dir immer so viel abasten? Es gibt auch einfachere Wege.چرا همیشه خودت را اینقدر به زحمت میاندازی؟ راههای سادهتری هم وجود دارد.