sich etwas aus den Fingern saugen
چیزی را از خود درآوردن، چیزی را از ذهن خود ساختن
Bedeutungen
1
به معنای اختراع کردن، ساختن یا ادعای چیزی است که واقعیت ندارد و صرفاً از تخیل یا ذهن فرد نشأت گرفته است؛ اغلب برای توجیه، دروغ یا داستانسرایی به کار میرود.
- Seine Ausrede klang unglaubwürdig, als hätte er sie sich gerade aus den Fingern gesogen.به نظر میرسید بهانهاش غیرقابل باور است، انگار همین الان آن را از خودش درآورده بود.
- Du kannst dir doch nicht einfach eine Geschichte aus den Fingern saugen!تو نمیتوانی همینطوری یک داستان را از خودت در بیاوری!
- Die Beweise sind schwach, es scheint, als hätten sie sich die ganze Geschichte aus den Fingern gesogen.شواهد ضعیف هستند، به نظر میرسد که کل داستان را از خودشان درآوردهاند.