sich häuslich einrichten

Aussprache: /zɪç ˈhɔɪ̯slɪç ˈaɪ̯nˌrɪçtən/
Worttrennung: sich häus·lich ein·rich·ten
اصطلاح

خود را جا دادن و احساس راحتی کردن، مستقر شدن، خانه و کاشانه درست کردن

Bedeutungen

1

به معنای ایجاد یک محیط زندگی راحت و دنج، جاگیر شدن در مکانی و احساس تعلق و راحتی کردن در آنجا.

  • Nach dem Umzug hat sie sich in der neuen Wohnung gemütlich häuslich eingerichtet.پس از اسباب‌کشی، او در آپارتمان جدیدش به راحتی مستقر شد و احساس راحتی کرد.
  • Die Familie hat sich in dem kleinen Haus gut häuslich eingerichtet.خانواده در آن خانه کوچک به خوبی جاگیر شدند و احساس راحتی کردند.
  • Er reist viel, aber er mag es, sich zwischendurch wieder häuslich einzurichten.او زیاد سفر می‌کند، اما دوست دارد بین سفرها دوباره در خانه‌اش احساس راحتی کند.