sich im Kreis bewegen
درجا زدن، پیشرفت نکردن، دور خود چرخیدن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که فرد یا گروهی در یک چرخه تکراری گیر افتادهاند و هیچ پیشرفتی حاصل نمیشود. این وضعیت میتواند در کار، زندگی شخصی یا حتی در بحثها رخ دهد.
- Wir diskutieren schon seit Stunden, aber wir bewegen uns nur im Kreis.ما ساعتهاست که بحث میکنیم، اما فقط درجا میزنیم.
- Ohne neue Ideen werden wir uns in diesem Projekt weiter nur im Kreis bewegen.بدون ایدههای جدید، ما در این پروژه همچنان فقط درجا خواهیم زد.
- Er versucht, sein Problem zu lösen, aber er bewegt sich nur im Kreis.او سعی میکند مشکلش را حل کند، اما فقط دور خود میچرخد.