sich in Grenzen halten
در حد اعتدال بودن، محدود بودن، از حد تجاوز نکردن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای رعایت اعتدال، عدم افراط و باقی ماندن در محدوده مشخص است. برخلاف که بر کنترل خارجی تأکید دارد، بیشتر به خودداری و رعایت حد و اندازه از سوی فاعل اشاره دارد.
- Sein Appetit hält sich normalerweise in Grenzen.اشتهای او معمولاً در حد اعتدال است.
- Wir sollten uns bei den Feierlichkeiten etwas in Grenzen halten, um niemanden zu stören.ما باید در جشنها کمی اعتدال را رعایت کنیم تا کسی را مزاحم نشویم.
- Ihre Begeisterung hielt sich in Grenzen, als sie von der neuen Regelung hörte.اشتیاق او وقتی خبر قانون جدید را شنید، محدود بود (از حد تجاوز نکرد).