sich in Grenzen halten

Aussprache: /zɪç ɪn ˈɡʁɛnt͡sn̩ ˈhaltn̩/
Worttrennung: sich in ·Gren·zen· hal·ten
اصطلاح

در حد اعتدال بودن، محدود بودن، از حد تجاوز نکردن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای رعایت اعتدال، عدم افراط و باقی ماندن در محدوده مشخص است. برخلاف که بر کنترل خارجی تأکید دارد، بیشتر به خودداری و رعایت حد و اندازه از سوی فاعل اشاره دارد.

  • Sein Appetit hält sich normalerweise in Grenzen.اشتهای او معمولاً در حد اعتدال است.
  • Wir sollten uns bei den Feierlichkeiten etwas in Grenzen halten, um niemanden zu stören.ما باید در جشن‌ها کمی اعتدال را رعایت کنیم تا کسی را مزاحم نشویم.
  • Ihre Begeisterung hielt sich in Grenzen, als sie von der neuen Regelung hörte.اشتیاق او وقتی خبر قانون جدید را شنید، محدود بود (از حد تجاوز نکرد).